تبلیغات
گوشه ای از بهشت - لیلا به دخترم بگو که باباش رفتش که اون راحت بخوابه چشماش / به یاد 175 شهید دست بسته غواص
 
گوشه ای از بهشت
پایگاه اطلاع رسانی روستای گوشه محسن ابن علی
درباره وبلاگ


روستای گوشه محسن بن علی از روستاهای توابع بخش مرکزی در ۲۵ کیلومتری شهر بروجرد بوده که در مسیری دورتر از راه اصلی دسترسی به جاده بروجرد - خرم آباد واقع شده است.امامزاده محسن بن علی(ع)در این روستاهمیشه مورداستقبال زائران بوده.اب و هوای این روستابسیارمناسب گردشگری میباشد...تشریف بیارین

مدیر وبلاگ : داود فرخی
نویسندگان
نظرسنجی
چرا جای شهر و روستادر ایران عوض شده؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان




آقا چیزی نمونده که برسن الانه که قیچیمون کنن/ چقد مهمات داریم؟ مهمات؟.. هیچی. / اِ خب پس چیکار کنیم؟ هیچی ، فقط اینقد وقت داریم که بنویسیم / یکی یکی بگین من خودم مینویسم / یه قلم و کاغذ بدین :

“بسم الله الرحمن الرحیم” . بنویس حاجی جون ، بنویس اینو : همه جا قرمزته. بیخود قرمز قرمز نکن فقط همین. فقط آبی داداش. همه حساب کتابمو بسپرین به حاج رضا / خودش میدونه چیکار کنه… / مواظب مادر و آقاجون باشین / بگین : حلالم کنه / اینشالله که نرگس هم خوشبخت میشه / تو نمیخوای چیزی بگی؟ آخه مال من یکم خصوصیه. / هـــا ، این عاشقه حاجی.. / این خصوصیه ، یعنی عاشقه بابا … / بیا خودت بنویس پشتش بنویس

“بسم الله الرحمن الرحیم”

این نامه رو لیلا فقط بخونه:

……………………………………………………

این نامه رو لیلا فقط بخونه

فقط میخوام که حالمو بدونه

کلاغا اطراف منو گرفتن ، از دور مزرعه هنوز نرفتن

لیــــلا ، دارن نقل و نبات میپاشن

تا عشق و خون دوباره همصدا شن

لیلا چقد دلم برات تنگ شده ، نیستی ببینی که سرت جنگ شده

نیستی ولی همیشه همصدایی

لیلای من دریای من ، کجایی

♫♫♫

این نامه رو تنها باید بخونه

ببخش اگه پاره و غرق خونه

این نامه ی آخرمه عزیزم ، تولد دخترمه عزیزم

براش یه هدیه ی کوچیک خریدم

دلم میخواست الان اونو میدیدم

لیلا به دخترم بگو که باباش

رفتش که اون راحت بخوابه چشماش

رفتش که اون یه وقت دلش نلرزه

نپــره از خواب خوشش یه لحظه

لیـــــــلا…

لیـــــــلا…

♫♫♫

اگه یه روز این نامه رو بخونی

دلم میخواد از ته دل بدونی

الان دیگه به آرزوم رسیدم ، باور نمی کنی خدا رو دیدم





جای ماهی کجاست؟ در دریا / پس چرا زیر خاک‌ها بودند؟
ماهی و خاک! قصه تلخی است / کاش در آب‌ها رها بودند
دست بسته به شهر آوردند / صد و هفتاد و پنج ماهی را
ماهی و دست بسته زیر خاک! / من نمی فهمم این سیاهی را
این سیاهی که یک نفر با خاک / بکشد ساکنان دریا را
ماهی و دست بسته زیر خاک / حل کند یک نفر معما را!
بیست و نه سال منتظر بودیم / پیرمان کرد داغ ماهی‌ها
خانه روشن شد از رسیدنشان / تا که طی شد فراق ماهی‌ها





نوع مطلب : مطالب ازاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 24 خرداد 1394
داود فرخی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر